دفترخاطرات عزیز

عزیز ادم کم حرفیه، ولی همون چند کلمه حرفی هم که می زنه برای من شیرینه خصوصا تن صداش که خیلی دوستش دارم گاهی آرزو می کنم کاش بیشتر حرف می زد.

بعد این آدم کم حرف خاطرات کوتاهی هم داره!چیزی حدود دوکلمه در روز! یه سالنامه رو با خاطرات شیرین دو کلمه ای در روز پر کرده!! منم که اهل صرفه جویی! چند ساله داره فکر می کنم آیا این سالنامه ها همین طور بی مصرف بمونن یا ازشون استفاده کنم؟ بیشتر خاطراتشم تکرایه!!الان انتظار ندارید که من کل خاطرات همسرمو برای شما بازگو کنم که؟؟نیشخند

البته بعضی جاها تنوع هم داره مثلا در سال 81 صفحه رو به معیارهای همسر مورد علاقش اختصاص داده!

جالب ترین قسمت واسه سال 85! همون سالی که ازدواج کردیم تمام روزایی که برای خواستگاری اومده رو نوشته من اون زمان چون بعید می دونستم زن ایشون بشم!! هیچی ثبت نکردم الان خیلی خوشحالم روزای خواستگاری ثبت شده.دقیقا بعد روز بله برون خاطرات عزیز خان تبدیل به جمله شدند.این جمله ها برام خیلی ارزشمنده.برعکس خاطرات خودم که همه رو دور ریختم و اصلا هم پشیمون نیستم.خاطرات من شبیه دفتر برنامه ریزی قلم چی بود!الان لابد با خودتون می گید این زن و شوهر چه به هم میان با این خاطراتشون!!

/ 12 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شكيبا

من هروقت ميرم خاطرات كودكيم ميخونم ميشينم يه دل سير گريه ميكنم از بس كه زجر كشيدم دلم برا خودم ميسوزه[گریه]

شكيبا

نه دلم تنگ ميشه براي احساس كودكيم اونايي كه خيلي آزار دهنده ست نميخونم بعضياش بامزه ست

بازیگوش

من یه دوست داشتم این جوری بود هر سال یه تثویم کوچیک حیبی میخرید هر روزشون با دو کلمه اینا توضیه میکرد بعد که میخوندیمشون خیلییییییییییی میچشبید!

گلابتون بانو

مردایی که دفترچه خاطرات دارن به نظرم جالب میان! منم یه زمانایی داشتم. اتفاقا چد شب پیش یکیشونو که مال سال 82 بود پیدا کردم که نوشته بودم شازده میخواد بیاد خواستگاری!!!

پیرامید

آخی... چه جالبه که خاطرات رو ثبت کرده....

مسافر

خیلی هنره که آدم خاطراتشو یه جمله ای بنویسیه ها

آفاق

الان همون جمله های کوتاه کلی خاطره ان[قلب]

هانی شف

وای چه باحال من هممممممه دفتر خاطراتم رو سوزوندم...خیلییییییی هم الان پشیمونم ولی چقدر خوبه شوهر آدم هم دفتر خاطرات داشته باشه